بهزاد راهنمايي :: چهارشنبه 29/6/1385 ساعت 4:43 عصر
سلام خدمت تمامي دوستان
شايد يک سري شما ها به اون وبلاگ من www.DjaDiDaS.blogfa.com سر بزنيد
و شياد ديده باشيد من از حميد تشکر کردم
يک وقت فکر نکيد من با ماني بد شدم
من به آقا ماني گفتم به روز رساني وبلاگ کمکم ميکني ؟ گفت نه
منم زياد بهش گير ندادم
و باز از آقا حميد تشکر ميکنم www.ende-ahang.blogfa.com
همتون ميدونيد که 3 روزه ديگه چه روزيه ؟ بله درست حدس زديد 1 مهر
من الان توي اين يک هفته تا ميرفتم از خونه بيرون حالم بد ميشد
چرا ؟ چون فکرم ميرفت به وقتي که تا 3 تو مدرسه هستيم و وقتي دارم ميام خيابون ها . کوچه ها و حتي خونه سوت و کوره
حالم خيلي بد ميشد
امروز تو وبلاگ فاطيماي عزيز www.Fatima-baharmast.blogfa.com يک موضوع در مورده مدرسه خوندم
وقتي داشتم ميخوندم داشت بغضم ميگرفت
اين روزا خيلي حالم گرفتس
اصلا دل و دماق هيچ کاري را ندارم
خلاصه خيلي حالم گرفتس
آخه يک دفعه هواي اصفهان خيلي خوب شد ( خنک شد ) ( خدا را شکر )
پامو که از خونه ميزارم بيرون ياده اواخر مهر ميوفتم اون موقع که تا ميام بيام از مدرسه ساعت شده 2 تو کوچمون هيچ کس نيست . تنها دارم ميام
حالا که دارم فکرش را ميکنم خيلي حالم بد ميشه
حالا توي اين 4 روز هيچ دوستي را ندارم که بتونم باهاش حرف بزنم
يک دوست داشتم که از پشت بهم خنجر زد www.djnike.blogfa.com
حالام دارم سعي ميکنم به هيچکي ديگه دل نبدم حتي به ماني که اصلا نديدمش
مثلا الان که دارم اين مطلب را مينويسم ظهر است
هوا يک طوري
ياد آور وقتي که از مدرسه ميام و بدون هيچ معطلي ميومدم سر کامپيوتر
و الان تنها آرزوم اين است که باز مدرسه ها تموم بشه و باز تابستون
تنها خوشحاليم اين است که باز مدرسه ها باز ميشه شبها يک طنز است که ببينيم
قربانتان
دبگه خيلي فک زدم
خيلي ببخشيد
خوش باشيد
باباي
حرف دیگران ()