بهزاد راهنمايي :: جمعه 1/10/1385 ساعت 4:52 عصر
خيلي با خودم فکر کردم ببينم به عنوان آخرين پست چي بنويسم
خلي چيزها از قبل در ذهنم بوده که ميخواستم بگم اما داشتم فکر ميکردم کدوم براي امروز و حالا منسب است
تصميم گرفته بود بگم يادش بخير اما ديدم نميشه
يادم افتاد به اون روزي که آقاي ملاقولي پور ( کارگردان ) تو کانال .. بودن و داشتن در مورد فيلم ميم مثل مادر صحبت ميکردند به اين نکته اشاره کردند
گفتن : بچه که بودم دوست داشتم بدونم چرا وقتي بچه به دنيا مياد گريـه ميکند ؟
خودشونم جواب دادن : براي اينکه 2تا فرشته از جانب خدا ميان تو شکم مادر که بچه را بيارن توي اين دنيا و بچه فکر ميکنن که ميخوان بکشنش و به خاطر همين گريه ميکنه و تا آخر عمر اون دو تا فرشته مراقبش هستند
از اون روز که اين را شنيدم بعدشم توي 30نما بازم همن بحث تو فيلم ديده شد به مخم زد که بيام بنويسم
شايد اوشون درست گفته باشن اما منم ميگم
منم ميگم : دليل گريه بچه شايد اينها باشه
1 – شايد فرشته اي درکار نباشه و چون داره به دنبا مياد و ميدونه داره توي جايي مياد پر از خيانت . پستي . نامردي و ... و ميدونه روزي به اين لجنات آغشته ميشه و دوست داره همونجا پيش خدا بمونه
2 – حالا فرضيه بالا با وجود فرشتگان و حرف آقاي ملاقولي پور
3 – شايد فرشته باشه و فرشته ميدونه داره به کجا با بچه مياد و بچه نميدونه داره کجا مياد فکر ميکنه چون با فرشته هاس داره خوب جايي مياد اما در آخرين لحظات ميبينه که فرشته ها دارن گريه ميکنن اونم بچس دلش به رحم مياد و با اون هم گريه ميشه
4- همه فرضيه ها جاي خودش اينم ميتونه باشه که خدا ميخواد بچه را با گريه کردن آشنا کرده باشه و به بچه بفهمونه که گريه خوب چيزي اما افسوس که تا بچس ميدونه چي تا بزرگ شد ديگه گريه براش مفهومي نداره
حالا کدوم ؟؟؟
منتظر نظراتتون هستم که ميتونه يک انرژي باشه براي من که امتحاناتم را خوب بدم
مرسي
باي تا هاي
حرف دیگران ()