39- من و يک قلب پاره ... ( نارفيق ) - خدا يه کاري کن ...
ثمره اندرز، بيداري است . [امام علي عليه السلام]
خدا يه کاري کن ...
 || مدیریت  ||  شناسنامه صاحب وبلاگ  || پست الکترونيــک  || لینکهای روزانه  ||
+ من و يک قلب پاره...

بهزاد راهنمايي :: پنجشنبه 10/12/1385 ساعت 10:47 عصر

سلام به تمامي دوستان .. مرسي از تمامي نظرات
قبل از اينکه بيام اينجا حرف دلم را بنويسم يکي اومد دمه در خونه و ... مال همسايمون بود .. ديدم صداي ساز مياد و يکي داره ميخونه .. حدود چند دقيقه دمه در توي سرما وايسادم تا صداي ساز و کسي که ميخونه را بشنوم .. خيل قشنگ بود .. چند شب پيش هم همين کار را کردن .. خيلي قشنگتر و بهتر از قرآن بود ...


دل نوشته امروزم


4سال پيش توي راهنمايي باهاش دوست شدم .. از سال اول هيچي يادم نمياد .. فقط يادم است که توي تابستون اومد دمه خونمون من با چرخش رفتم جايي و اومدم .. سال دوم رابطمون بهتر شده بود .. تو تابستون هم بيشتر .. سال سوم من مدرسه ام را عوض کردم .. چون اگه يک سال ديگه تو اون مدرسه ميموندم ترک تحصيل ميکردم .. وقتي من ميرسيدم خونه به 5دقيقه نميکشيد که يا من يا اون زنگ ميزديم به هم و حدود 20دقيقه باهم حرف ميزديم .. توي روز هم خيلي حرف ميزديم .. حتي يک بار به 1ساعت هم کشيد .. خيلي باهم بيرون مرفتيم بخصوص 30نما .. سال سوم هم با ياري خدا پشت سر گذاشتيم .. تو تابستون ديگه خيلي باهم جفت شده بوديم .. اصلا نه من نه اون نميتونستيم يک روز باهم حرف نزنيم .. هر شب با هم تا صبح چت ميکرديم .. يک بار بدجوري گذاشت سره کارم .. حدود 5روز تو کف بودم تا خودش خودش را لو داد .. يک شب که با هم چت کرديم تا ساعت 5صبح بيدار بوديم که به مغزمون زد بريم کله.پاچه بگيريم .. از شانس خوبه منم بابام و ... بيدار بودن .. با آژانس رفتيم تا کله پاچه اي .. يادم نمياد اونجا چيزي خورديم يا نه .. اما يادم است گرفتيم که بياريم خونه .. تاکسي را فرستاده بوديم رفته بود .. خودمون پياده کز (راه) کرديم که بياييم خونه .. ساعت 6بود .. هوا روشن بود و خيلي خنک و باحال .. توي راهي که داشتيم ميومديم يک پارک بود .. توش کسي نبود به جز 2تا چرخ سوار(سانسور) .. به مخمون زد که هرروز بياييم پارک .. نه به خاطر چرخ سواراش همين طوري .. 2تا دسته بدمينتون هم جور کرديم و رفتيم .. ساعت 7اونجا بوديم .. اما خيلي شلوغ تر بود .. يک اکيپ 20يا30نفره دختر و پسر اونجا بودن که همه باهم رفيق بودن .. اما ما رفتيم پايين تر وايساديم بازي کريدم .. چند روز متداول ميرفيتم .. در واقع از اوايل شهريور .. ديگه صبحا خلي زود ميرفتيم .. ساعت 6يا 5:30 .. وقتي داشتيم ميرفتيم تو خيابون ها پرنده پر نميزد .. با چه کيف و حالي ميرفتيم .. يکي يدونه MP3 Player هم داشتيم .. صداش زياد .. تو خيابون ...
مدرسه هامون را يکي کرديم .. رابطمون خيلي گسترده شده بود .. مثلا .. شب جشنواره کودک و نوجوان که تا 12شب اونجا بوديم .. يک بار تو روزنامه خوندم : اکران فيلم آکواريوم با حضور دست اندرکاران .. البته تو تهران .. به مخمون زد که بريم .. اما يک سري مشکل براي من پيش اومد که اونم به خاطر من نرفت .. البته تنهايي نميتونست .. يک دفعه نميدونم چي شد .. اخلاق اون خيلي عوض شد .. من خيلي حساس شدم .. اونم لجبازي منم لجبازي .. همش باهم کلنجار ميرفتيم .. نه من کوتاه ميومدم نه اون .. تا اينکه ديگه من خيلي سعي ميکرديم ازش دوري کنم تا شايد عوض بشه .. اما دوريم باعث شد بدتر بشه منم حساس تر .. تمام رازهاي زندگيم را ميدونست .. از جيک و پوک زندگيم خبر داشت منم همين طور .. ديگه کامل زده بوديم به تيپ و تار هم .. حتي بهش گفته بودم داره دوستيمون خراب ميشه .. و ميدونستم امتحانهاي ترم 2را بديم همه چيز تموم ميشه .. تا امتحان آخر که ديگه ... همه چيز تموم شد .. تو تابستون بازم باهم چت ميکرديم و هر جفتمون داشتيم از درد تنهايي ميمرديم .. هرشب ازمن معذرت خواهي ميکرد اما من کوتاه نمومدم .. ميگفت عوض شدم .. اما من تو کتم نميرفت .. خودمم بدجوري تنها بودم اما بازم ميگفتم نه .. چون هر شب تمام 4سال برام مرور ميشد و ... حالا هم اگه آن بشه باهم چت ميکنيم .. به همديگه اس.ام.اس ميديم .. وقتي که تو مدرسه ميمينمش همه چيز جلو ذهنم مياد .. هم بدي ها هم خوبي ها ...
خيلي اون پافشاري ميکرد و ميکنه براي آشتيمون .. حتي يک بار تو مدرسه همه من را گرفتن ( اون بهشون گفته بود )‏ببرن آشتي کنون اما خودشم در ميرفت تا ناظم جلوشون را گرفت ...
اول سال همه ميخواستن مارا آشتي بدن .. فکر ميکردن ما سره دختر باهامون دعوامون شده .. اما از هيج جاي ماجرا خبر نداشتن
تا اينکه به يکي از دوستانمون که بيشتر با اون رفيق بود و ترتيب آشتي کنان ها را ميداد بهش جريان را گفتم اما بازم کامل نه .. تا اون قانع شد و دست از کارش برداشت .. خداييش خيلي بچه باحالي است
حالا خودم خيلي دوست دارم بهش زنگ بزنم و آشتي کنيم اما نميتونم .. يادم به همه چيز که ميوفته داغون ميشم .. ميخوام بميرم
خدارا شکر ميکنم که اون دوست پيدا کرده ( هر دو طرفه )
اما منم دوست دارم اما هيچکي برام اون نميشه که همه حرفامو بش بگم بعدش ...
بيخيال
اينو نوشتم تا خودش هم بخونه
و به E بگه بيخيال آشتي ما بشه .. خودش به E گفته خيلي دوست دارم آشتي کنم .. امشب هم بهم زنگ زدو گفت‏:تو با ... قهري؟ چرا ؟ .. هيچي بهش نگفتم .. گفت من با دختر داييش دوستم و زشته .. بيا باهاش آشتي کن .. گفتم محال است
حالا برو بهشون بگو بيخيال بشن
من خيلي بهش در پاره اي از اوقات اس.ام.اس ميدن اما اون جواب نميده
همين جا سره اون جريان که زدم تو گوشت ازت حلاليت ميخوام که اگه پس فردا افتادم مردم ...
توي دعوا ما 60% من تقصير کار بودم 40% اون
حالا ...
آقاي پ.خ بيخال ما شو .. من ديگه نميتونم برات همون بهزاد قبلي باشم .. تو دوستاي بهتر از من داري و ميتوني داشته باشي .. من هم ...
خوش باشيد و سلامت
باباي


حرف دیگران ()

مختصری با من
خدا يه کاري کن ...
بهزاد راهنمايي[75]
لوگوی وبلاگ

خدا يه کاري کن ...

آمار وبلاگ
مجوع بازديدها: 44599 بازديد

امروز: 66 بازديد

ديروز: 112 بازديد

خلاصه آمار وبلاگ
لینک های روزانه
Yas & Force Theory - Soldier Pose [1]
- استحاله ! [3]
- به نام پدر ... [3]
- مرگ ... [2]
- شادماني بهتر از اندوه ... [3]
- درکم کن ... آهنگ بسيار زيبايي " ياس " [30]
- خانه‏ي سبز ، تقديم به خسرو شکيبايي [18]
- اندوه نازنين ... [10]
- اجابت ... [7]
- روشهاي جديد صرفه جويي برق !!! [18]
- چي ميگي ؟؟؟ [10]
- اي جان !!! [9]
- چرا به سفره‏ي ما ديگر نشاني از نان نيست ؟ [15]
- فـراق [10]
- آرزوي ماني براي تو ... [14]
[آرشيو(192)]


حمایت از موسیقی
-----
-----
نظر سنجی وبلاگ
لینک وبلاگ دوستان

- شب مهتابي
COMPUTER&NETWORK -
- دنيا به روايت يوسف
- اميدزهرا
- خاکستر اين شراره ديگر سرد است...
- وبلاگ رسمي کتايون نويسنده و شاعر و ترانه سرا
- اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
- عشق و عاشقي
- ابـرش
- جزيره ي ديجيتالي من
- جک ، اس ام اس و عکس در خنده سرا
- تمهيدات
- صور اسرافيل
- تخیّلات خزان‌زده یک برگ بید
- شيعه مذهب برتر
- نقطه اي براي فردا
- دلنوشته هاي ياسي
- دوستان باران کوثري
- پاسخ به سوالات متداول کاربران سايت پارسي بلاگ
- دست نوشته هاي من
- شقايق ... گل هميشه عاشق
- قدرت شيطان
- به خود آييم و بخواهيم ‏که انسان باشيم...
- شميم
- کلبه ي دوست
- ღ اُردي‏ بهــشت ღ
- حــکــمــت آبــاد
- سخن دل
- کجايند مردان بي ادعا؟
- از عشق تا دانلود
- دوستان 57
- .:: گاواره ::.
- کبوترانه
- پاک ديده
- خلوت تنهايي
- هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
- پرستو تنها
- هالي
- بزرگترين وبلاگ دانلود آهنگ و فيلم
- شبــــانــه
- همسفر عشق
- وبلاگ شخصي فاطيما بهارمست
- وقايع
- آبدارچي
- پيامبر اعظم(صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم)
- مقالات و آموزش هاي مختلف
- توهم يک عشق.....
- سايت محمد رضا آقابيگي
- پرستوي مهاجر
- سخن دل
- هانيبال
- خانه متروک
- بازي بزرگان
- تا ... شقايق
- عشق الهي: نگاه به دين با عينک عشق و عاشقي
- کلبه احزان
- سردار عاشق
- به وسعت دنيا
- مثل يه بچه آدم
- گــلــنــار
- دانش نامه ي آزاد
- ღღاعتماد مکنღღ
- دختر باراني
- طهور
- نور
- ليست وبلاگهاي به روز شده
- کلبه خلوت
- پرسشهاي نفهمانه !
- پرستوي مهاجر
- اضطراب و پرخاشگري


آرشیو


1- نامرد ( اولين پست )
2- جک و عشقولانه ( اس.ام.اس )
3- 30نما ، ورزش ، موزيک
4- بنيامين بهادري
5- گلزار ، هاکان ، چاوشي ، يگانه
6- برگرد ... ( حالا برگشتِ )‏ !
7- سلام و ببخشيد
8- جديدترين آهنگ محسن چاووشي
9- رفتن ، اما موندن در ذهن
10- چرا ، آخه چرا ؟!
11- هد هد رفت و تنهامون گذاشت ( پوپک گلدره )
12- نامردترين قانون دنيا ( کپي رايت )
13- مسلمان کيه يا اسلام چيست ؟!
14- ارشادِ ما را باش !
15- عاطفه نوري ( زهره ) ، بهرام رادان و ...
16- گروني + بهمن مفيد
17- حالم گرفتس
18- خيلي بده ( شروع سال دوم دبيرستان )
19- تلويزيون در انتظار ماه رمضان
20- ببخشيد ، نميدونستم ( يه پست سوخته !‏ )
21- هماي رحمت
22- مثل عمو پورنگ باشيم
23- اين يارو که همش ميگم کيه ؟‏!‏ ( ماني ، تشکر از همه )
24- ميخوام درِ وبلاگ را تخته کنم ( پستي که تموم شد )
25- منتظر داربي خوبي باشيم ؟‏ ( 2-1 پرسپوليس )
26- زهرا امير ابراهيمي ( بيا بخونش )
27- آموزش ، پرورش ( !‏ )
28- گلزار - افشار - حيايي
29- آخه خدا چرا ؟
30- خدا هيچکس را بي کامپيوتر نکنه ! ( واقعا سخت بود )
31- چرا بشيني سرِ کلاس ؟
32- خدا پاشو برو سينما ( م مثل مادر )
33- طولاني ترين شب ( يلدا )
34- چرا بچه گريه ميکنه ؟
35- حسن ببخشيد ( روحش شاد )
36- يک برگ قرآن ! ( دست نوشت علي ) !
37- يک آرزوي گنده ( جشنواره فجر )
38- رفت ( روحش شاد ، پسر همسايه )
39- من و يک قلب پاره ... ( نارفيق )
40- در گذشت ( به ياد رسول ملاقلي پور )
41- به اميد 85 ديگر ( عيد 86 )
42- تولدت مبارک عزيزم ! ( 1سالگي وبلاگ )
43- هر دست با هر دست ( اعتقادي ! )‏
44- به خدا 4کرتم ( خدا )
45- اين است طرح ايران !
46- خدا بزنه تو کمرت ... ( سياسي - فرهنگي - اجتماعي )
47- اينا حرف نيست ، اينا همه فريادِ ( اجتماعي - تظاهري )
48- چه زود ميگذره گذشته ... ( تولد خودم )
49- از ترسش که توي غربت نميره ، وانمود ميکنه دلش اسيره ( اعتراض
50- تولد تولد تولدت مبارک ( ماني - داش روحي ، اما به روايت غلط
51- منم جبران ميکنم ( يه خاطره ) ( يه تشکر )
52- روحش شاد و يادش گرامي باد ( به ياد مهستي )
53- من ، تو ، او ، ما ، شما ، آنها ( اعتراضي )
54- بمب اتم چه بخواي ، چه نخواي ، منفجر ميشه ( بس کن )
55- خستم ( دنيا )
56- سو استفاده ( گروني )
57- ديوانه بمانيد ، اما ... ( دلم برات تنگ ميشه )
58- خدا ...
59- هوس بود ؟ اشتباه بود ؟ يا ... ( شبي که تکرار نميشود )
60- پستي درمون رشد کرده !
61- من ... ( خودم )
62- سالمند ! ( آينده ي من و تو )
63- رفيق ... ( نارفيق )
64- به اميد ديگري ( شروع زمستان 87 )
65- خواستم ... ديدم ... که ... خداست
66- خدا بيا پايين ، اينا هم رو کشتن ( فلسطين )
67- جيگرت خام خام بخورم ( 4شنبه سوري و عيد 87 )
68- نميدونم چي بگم ... ( فوت مادربزرگ داداش ماني )
69- خدا کمکم کن ...
70- نام ندارد
71- تموم شد ...
72- اي کاش ...
73- بقا مختص ذات اوست ( تقديم به روح بزرگ خسرو شکيبايي )


فال حافظ
موضوع نوشته های وبلاگ


درد و دل[14]
متفرقه[14]
پَستي[9]
خدا[7]
تسليت[7]
تبريک[7]
موسيقي[6]
اجتماعي - سياسي - اقتصادي[5]
مناسبتي[5]
پوستر[3]

لینک روزانه ی دوستان
وضعیت من در یاهو

يــــاهـو

موزیک وبلاگ

مشترک شدن

نام:

ايميل: